پذیرش هوش مصنوعی بسیار سریعتر از اینترنت اولیه است
اینکه بگوییم هوش مصنوعی همه جا هست، اکنون به یک اصل بدیهی تبدیل شده است، اما سوالی که نیاز به پاسخ دارد این است که «دقیقاً چقدر؟» این همان چیزی است که فایننشال تایمز (FT) برای کشف آن اقدام کرده است، با جمعآوری دادهها و مصاحبه با مدیران اجرایی خدمات محبوب هوش مصنوعی که با مصرفکنندگان سروکار دارند. در حالی که بیشتر یافتهها مورد انتظار هستند، اطلاعات کاملاً شگفتانگیزی نیز وجود دارد، از جمله رشد پذیرش و تغییر الگوهای استفاده. به عنوان یک پیشنمایش کوچک، نرخ پذیرش هوش مصنوعی بسیار سریعتر از حتی اینترنت است، با وجود اینکه اینترنت در اوایل دهه ۲۰۰۰ بسیار سریع به نظر میرسید.
برای روشن شدن این نکته، OpenAI اشاره میکند که تقریباً از هر ده نفر در سراسر جهان، یک نفر قبلاً از ChatGPT استفاده کرده است. در طول تنها سه سال، این سرویس از صفر به نزدیک به ۸۰۰ میلیون کاربر رسید، موفقیتی که اینترنت حدود ۱۳ سال برای دستیابی به آن زمان برد. در حالی که میتوان به راحتی استدلال کرد که چتباتها با تکیه بر زیرساختهای موجود (خود اینترنت) کار آسانی دارند، نسبت مقایسهای بیش از ۴:۱ با این حال تکاندهنده و احتمالاً در دنیای مدرن بیسابقه است.
موارد استفاده از رباتهای هوش مصنوعی نیز به سرعت در حال تغییر است. دادههای ChatGPT نشان میدهد که تقسیمبندی بین پیامهای شخصی و کاری در اواسط سال ۲۰۲۴، ۵۳/۴۷ درصد بوده و اکنون به ۷۳/۲۷ درصد تغییر یافته است، که به وضوح نشان میدهد کاربران در حال ادغام این ربات در روالهای روزمره خود هستند. متا نیز اعلام کرده است که دستیار هوش مصنوعی آن، که اخیراً در واتساپ، اینستاگرام و حتی عینکهای ریبن تعبیه شده است، به یک میلیارد کاربر ماهانه رسیده است.
در مورد ابزارهای متمرکز بر کار، گوگل اشاره میکند که خلاصههای هوش مصنوعی آن در صفحات نتایج جستجو ۲ میلیارد کاربر ماهانه در سراسر جهان دارد و ۷۰ درصد افراد از کمککنندههای نوشتاری در Google Docs و Mail در صورت پیشنهاد استفاده میکنند. همانطور که انتظار میرود، بیشتر مکالمات با کلود (Claude) متمرکز بر علم Anthropic حول محور کامپیوتر و برنامهنویسی میچرخد، در حالی که Copilot مایکروسافت به ۱۰۰ میلیون کاربر فعال ماهانه رسیده است.
الگوهای جغرافیایی استفاده از رباتهای هوش مصنوعی عمدتاً قابل پیشبینی هستند، اما با برخی نکات غیرمنتظره. کشورهایی که بالاترین درصد استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی را در میان جمعیتهای دارای دسترسی به اینترنت دارند، در واقع سنگاپور و امارات متحده عربی هستند که هر کدام نزدیک به ۶۰ درصد را به خود اختصاص دادهاند. کشور اخیر تلاش قابل توجهی برای تبدیل شدن به یک قدرت هوش مصنوعی انجام داده و حتی کلاسهای هوش مصنوعی برای کودکان از سن چهار سالگی دارد؛ در همین حال، امارات متحده عربی ChatGPT Plus را به صورت رایگان در اختیار شهروندان خود قرار میدهد. بیشتر اروپا در رده بعدی قرار دارد، از ۴۵% تا حدود ۲۷%، و پس از آن ایالات متحده. فایننشال تایمز به نقل از تحقیقات مایکروسافت به «همبستگی قوی بین سهم کاربران هوش مصنوعی و تولید ناخالص داخلی» اشاره میکند. میانگین جهانی حدود ۲۸% است.
جالب اینجاست که گزارش فایننشال تایمز اشاره میکند که «هوش مصنوعی سایه» — یعنی استفاده کارکنان از ابزارهای هوش مصنوعی بدون اطلاع یا تأیید صریح شرکت — به طور قابل توجهی رشد کرده است. تحقیقات MIT دلیل اصلی را این میداند که ابتکارات استقرار هوش مصنوعی شرکتی اغلب در مراحل آزمایشی متوقف میمانند، زیرا شرکتها در ادغام ابزارهای هوش مصنوعی در جریان کارهای خود با مشکلات سازمانی مواجه هستند، یا به طور کلی به افزایش بهرهوری بالقوه بیاعتمادند. تحقیقات فایننشال تایمز اشاره میکند که صنایع رسانه و فناوری واقعاً «نشانههای واضحی از اختلال ساختاری ناشی از هوش مصنوعی» را نشان دادهاند، همانطور که هر کسی که شاهد اخراجهای گسترده در شرکتهای نوع FAANG بوده است، میتواند تأیید کند.
در مورد الگوی استفاده برای انجام وظایف، بیشتر دادهها به این نکته اشاره دارند که ابزارهای هوش مصنوعی به عنوان دستیار استفاده میشوند تا جایگزینهای کامل. دادههای Anthropic نشان میدهد که Claude به طور فزایندهای برای خودکارسازی کل وظایف استفاده میشود، اگرچه پیتر مککروری، رئیس بخش اقتصاد این شرکت، بیان میکند که دلیل اصلی این تغییر هنوز دشوار است و هم افزایش قابلیتهای مدل و هم بهبود توانایی کاربران در توصیف وظایف را به عنوان احتمالات ذکر میکند.
در همین موضوع، فایننشال تایمز چندین تحقیق را فهرست میکند که نشان میدهد اتکای بیش از حد به ابزارهای هوش مصنوعی میتواند منجر به کاهش مهارتهای استدلال شود، همانطور که بسیاری گمان میکردند. آستین رایت، دانشمند داده، این پدیده را به کاهش کلی حس جهتیابی پس از استفاده گسترده از GPS تشبیه میکند. یک آزمایش MIT که بر روی مقاله نویسی متمرکز بود و به سه دسته تقسیم میشد (بدون هوش مصنوعی، نوشتن با کمک هوش مصنوعی، و نوشتن کامل با هوش مصنوعی) نتیجه گرفت که گروه آخر ممکن است دچار «بدهی شناختی» و «کاهش احتمالی مهارتهای یادگیری» شوند. گزارش شده است که کاربران LLM در نقل قول از «کار» خود مشکل داشتند و خود را چندان با آن مرتبط نمیدانستند.
معاون محصول Google Workspace اشاره میکند که Gemini و دستیاران هوش مصنوعی مشابه برای «تقویت کار کاربران» طراحی شدهاند، در حالی که OpenAI در ماه جولای «حالت مطالعه» را معرفی کرد که به جای حل فوری مسئله، دستورالعملهای گام به گام ارائه میدهد تا به دانشآموزان در استدلال کمک کند. تحقیقات MIT مذکور اشاره میکند که کاربران باید برای پیشنویسها و ایدههای اولیه به خودشان متکی باشند و از رباتها به عنوان دستیار استفاده کنند، نه اینکه ربات کار را برای آنها انجام دهد، زیرا این میتواند به عادتی تبدیل شود که ترک آن دشوار است.
- کولبات
- مهر 17, 1404
- 42 بازدید






