OpenAI و Anthropic در گزارشهای اخیر خود ادعا میکنند هوش مصنوعی بهرهوری کارگران را تا 80% افزایش میدهد تا سرمایهگذاریهای سازمانی را توجیه کنند. اما منتقدان، از جمله مطالعات دانشگاهی، این ادعاها را بازاریابی میدانند و نشان میدهند بسیاری از سرمایهگذاریها بازدهی صفر داشته یا منجر به «کار بیکیفیت» شدهاند. حتی Anthropic نیز به محدودیتهای روششناسی و احتمال اغراق در تخمینهای بهرهوری خود اعتراف کرده است.
فراتر از بهرهوری، صنعت هوش مصنوعی با چالشهای جدی فیزیکی و زیستمحیطی روبروست. گسترش مراکز داده به کمبود مس و RAM، افزایش قیمت برق و نگرانیهای سلامتی منجر شده است. این مسائل نشان میدهند که آینده هوش مصنوعی تنها به کارایی محدود نمیشود، بلکه پایداری منابع و تأثیرات گستردهتر آن بر جامعه و محیط زیست نیز اهمیت بالایی دارد.
یک مطالعه MIT نشان میدهد که ۹۵ درصد از پیادهسازیهای هوش مصنوعی مولد در شرکتها، تأثیر قابل اندازهگیری بر سود و زیان ندارند. دلیل اصلی این شکست، عدم تطابق ابزارهای هوش مصنوعی عمومی مانند ChatGPT با فرآیندهای کاری موجود در سازمانها است. تنها ۵ درصد از برنامههای آزمایشی هوش مصنوعی موفق بودهاند که این موفقیت ناشی از تمرکز بر یک مشکل خاص، اجرای دقیق و همکاری هوشمندانه با شرکتهای ارائهدهنده ابزار است.
این گزارش همچنین به اولویتبندی نادرست در استفاده از هوش مصنوعی اشاره میکند؛ جایی که بیشتر سرمایهگذاریها به جای اتوماسیون وظایف اداری و تکراری (که هوش مصنوعی در آن بهترین عملکرد را دارد)، بر بخشهای فروش و بازاریابی متمرکز شدهاند. علاوه بر این، در حالی که هنوز اخراجهای گستردهای به دلیل هوش مصنوعی رخ نداده است، شرکتها موقعیتهای شغلی خالی در بخشهای پشتیبانی مشتری و اداری را جایگزین نمیکنند. این روند میتواند نشانهای از پیشبینی برخی مدیران عامل باشد که هوش مصنوعی ممکن است نیمی از مشاغل یقه سفید سطح ابتدایی را در پنج سال آینده از بین ببرد.