شرکتهای چینی بایتدنس و تنسنت برای جذب استعدادهای هوش مصنوعی، افزایش حقوق ۱۵۰ درصدی و پاداشهای ۳۵ درصدی هنگفتی پیشنهاد میدهند. تنسنت حتی یائو شونیو، محقق سابق OpenAI را استخدام کرده است. متا نیز با پیشنهادهای ۱۰۰ میلیون دلاری، تلاش کرده تا کارکنان OpenAI را جذب کند، اما کمتر موفق بوده است. این رقابت شدید در بازار کار هوش مصنوعی، اهمیت استراتژیک این حوزه را برای شرکتهای جهانی برجسته میکند.
این رونق در هوش مصنوعی، با تعدیل نیروهای گسترده در سایر بخشهای فناوری (بیش از ۱۰۰,۰۰۰ نفر در نیمه اول ۲۰۲۵) در تضاد است. پیشبینی میشود هوش مصنوعی ۱۱.۷ درصد از کارگران آمریکایی را جایگزین کرده و ۱.۲ تریلیون دلار از حقوق و مزایا را از بین ببرد. قانونگذاران نگران این تأثیرات هستند؛ سناتور سندرز خواستار توقف ساخت مراکز داده هوش مصنوعی شده و سناتور وارن درباره مصرف برق آنها تحقیق میکند. با وجود این چالشها، توسعه هوش مصنوعی ادامه دارد و شکاف بین این صنعت و سایر نیروی کار عمیقتر خواهد شد.
مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) و آزمایشگاه ملی اوک ریج (ORNL) ابزاری به نام Iceberg Index را برای شبیهسازی تأثیر هوش مصنوعی بر نیروی کار ایالات متحده توسعه دادهاند. این مطالعه نشان میدهد که ۱۱.۷ درصد از مشاغل کنونی، معادل ۱.۲ تریلیون دلار حقوق و مزایا، در معرض جایگزینی توسط هوش مصنوعی قرار دارند. این ابزار با تحلیل مهارتها و وظایف ۱۵۱ میلیون کارگر در سراسر کشور، پیشبینی میکند که کدام مشاغل در بخشهای مختلف، از جمله منابع انسانی، لجستیک، مالی و اداری، در معرض اتوماسیون قرار دارند و اخراجهای اخیر در صنعت فناوری تنها آغاز این روند است.
Iceberg Index فراتر از یک هشدار، ابزاری فعال برای سیاستگذاران در ایالتهایی مانند تنسی، کارولینای شمالی و یوتا است تا تأثیر سیاستهای مختلف بر نیروی کار را قبل از اجرا ارزیابی کنند. این رویکرد به دولتها کمک میکند تا از هدر رفتن منابع مالیاتی جلوگیری کرده و اطمینان حاصل کنند که نیروی کار و جامعه برای آیندهای مبتنی بر هوش مصنوعی آماده هستند. این ابزار به برنامهریزی استراتژیک برای کاهش خطرات اجتماعی ناشی از تغییرات بازار کار کمک میکند.
مطالعه جدید دانشگاه استنفورد نشان میدهد هوش مصنوعی مشاغل سطح ابتدایی توسعه نرمافزار و خدمات مشتری را دشوار کرده است. طی سه سال گذشته، آگهیهای شغلی جونیور در زمینههای آسیبپذیر به هوش مصنوعی ۱۳ درصد کاهش یافته و عمدتاً جوانان (۲۲-۲۵ سال) را تحت تأثیر قرار داده است. در مقابل، چشمانداز شغلی باتجربهترها بهبود یافته، زیرا هوش مصنوعی بهرهوری آنها را افزایش داده و امکان جذب وظایف سطح ابتدایی را فراهم میکند. این یافتهها به بحث جاری درباره تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار اعتبار میبخشد: آیا هوش مصنوعی صرفاً نقشهای ساده را خودکار میکند یا بهرهوری کلی را افزایش میدهد؟ استنفورد پیشنهاد میکند هر دو سناریو ممکن است همزمان رخ دهند.
این وضعیت سوال مهمی را مطرح میکند: اگر هوش مصنوعی مسیرهای سنتی کسب تجربه را از بین ببرد، نسل بعدی متخصصان از کجا خواهند آمد؟ برخی معتقدند هوش مصنوعی این نقشها را تصاحب میکند، در حالی که برخی دیگر بر این باورند که انسانها به سمت ایدهپردازی سوق داده خواهند شد.