شرکت چینی Prinano Technology، اولین سیستم لیتوگرافی نانوایمپرینت (NIL) خود را به یک مشتری داخلی تحویل داده است. این ابزار که PL-SR-series نام دارد، به جای استفاده از نور مانند لیتوگرافی سنتی، طرحهای مداری را با استفاده از یک قالب کوارتزی به صورت فیزیکی روی ویفرها “مهر” میکند. این گام مهمی در صنعت نیمههادی چین محسوب میشود، چرا که Prinano دومین شرکتی در جهان پس از Canon است که چنین ابزاری را به صورت تجاری عرضه میکند.
ابزار PL-SR Prinano قادر است ویفرهای 300 میلیمتری را پردازش کرده و به قابلیت عرض خط کمتر از 10 نانومتر دست یابد. این فناوری با فشار دادن یک قالب سخت حاوی طرحهای نانومقیاس به یک لایه نازک از مقاومت مایع روی ویفر کار میکند. اگرچه نمیتوان آن را مستقیماً با ابزارهای لیتوگرافی فرابنفش شدید (EUV) مقایسه کرد، اما وضوح آن با اسکنرهای EUV قابل رقابت است، به خصوص برای دستیابی به خطوط زیر 10 نانومتر که در EUV نیازمند مراحل الگوسازی متعدد و پیچیدهتر است.
با این حال، NIL Prinano محدودیتهایی نیز دارد. سرعت آن ذاتاً کندتر از EUV است، زیرا هر بخش از ویفر باید به صورت فیزیکی تماس داده، مهر، پخت و جدا شود، که نرخ تولید ویفر در ساعت را به شدت کاهش میدهد. این امر آن را برای تولید انبوه تراشههای منطقی پیشرفته یا حافظه نامناسب میسازد. در حال حاضر، کاربردهای اصلی آن شامل تراشههای حافظه، نمایشگرهای کوچک مبتنی بر سیلیکون، فوتونیک سیلیکونی و بستهبندی پیشرفته است.
این ابزار هنوز برای تولید مدارهای منطقی پیچیده مانند CPU یا GPU مناسب نیست، عمدتاً به دلیل ماهیت تماسی آن که آن را مستعد آسیبپذیری در برابر ذرات و آلودگیها میکند و دستیابی به نرخ نقص بسیار پایین را دشوار میسازد.
در یک حمله سایبری عجیب و نگرانکننده، دهها دوربین کنترل سرعت در هلند توسط هکرهای مرتبط با روسیه و چین برای همیشه از کار افتادهاند. این حمله که در ماه جولای رخ داد، نه تنها سیستمهای نظارت بر ترافیک را مختل کرده، بلکه ظاهراً به اطلاعات حساسی از جمله پروندههای قضایی، تحقیقات پلیس و جزئیات شخصی کارمندان نیز دسترسی پیدا کرده است. مقامات هلندی به دلایل امنیتی، از افشای مکان دقیق دوربینهای آسیبدیده خودداری میکنند، زیرا این سیستمها حتی پس از گذشت نزدیک به یک ماه از افشای حمله، همچنان آفلاین و غیرقابل فعالسازی هستند.
این حادثه، نگرانیها را در مورد امنیت زیرساختهای حیاتی و سیستمهای ترافیکی افزایش میدهد. در حالی که تحقیقات پیشین بر امنیت چراغهای راهنمایی و رانندگی متمرکز بوده و نشان دادهاند که دستکاری آنها با ابزارهایی مانند فلیپر زیرو یا اسکریپتهای پایتون نسبتاً آسان است، اما پیامدهای آن به اندازه فیلمهای هالیوودی دراماتیک نیست و میتواند مشکلاتی برای رانندگان و شهرها ایجاد کند.
نگرانکنندهتر از دستکاری چراغهای راهنمایی، هکهایی هستند که مستقیماً وسایل نقلیه را هدف قرار میدهند. گزارشها حاکی از آن است که محققان توانستهاند از راه دور موتور خودروها را روشن/خاموش کنند، آنها را قفل/باز کنند، چراغها را چشمک بزنند، بوق بزنند و حتی مکان دقیق خودروها را ردیابی کنند. این نوع حملات سایبری، رانندگی را به مراتب خطرناکتر از حالت عادی میکنند و بر اهمیت امنیت سایبری در تمامی جنبههای زندگی روزمره، از زیرساختهای شهری گرفته تا وسایل نقلیه شخصی، تأکید میکند.
پلیس امنیت نروژ (PST) اعلام کرده است که مسکو مسئول یک حمله سایبری به سد برمنگر در نروژ بوده است. در این حمله، دریچههای سد از راه دور باز شده و منجر به رهاسازی 500 لیتر آب در ثانیه برای حدود چهار ساعت شد که در مجموع بیش از 1.9 میلیون گالن آب آزاد گردید. این حادثه پیش از آنکه متوجه و متوقف شود، رخ داد. رئیس PST، بیاته گانگاس، این حمله را نمونهای از اقدامات فزاینده بازیگران سایبری تحت حمایت روسیه دانست و نروژ رسماً این اقدام را به دولت روسیه نسبت داده است.
اگرچه سد هک شده عمدتاً برای پرورش ماهی استفاده میشد و خوشبختانه هیچ آسیب جانی یا مالی گزارش نشد، گانگاس تأکید کرد که هدف از چنین عملیاتی «ایجاد ترس و هرج و مرج در میان عموم مردم» است. شواهد قویای این ادعا را تأیید میکنند؛ گروه هکری مسئول این حمله با چندین حمله سایبری دیگر به غرب مرتبط بوده و ویدیویی با واترمارک یک گروه سایبری مجرم حامی روسیه در روز حمله منتشر کرده است.
سفارت روسیه در اسلو اظهارات گانگاس را «بیاساس» خوانده است. با این حال، روسیه بارها کشورهای حامی اوکراین را تهدید کرده و هشدارهای هستهای صریح صادر کرده است. کشورهای نوردیک، از جمله فنلاند و سوئد، نیز با هشدارهای روسیه در مورد پیوستن به ناتو مواجه بودهاند که نادیده گرفته شده و هر دو کشور اکنون عضو کامل ناتو هستند. فنلاند و نروژ به دلیل مرزهای زمینی طولانی با روسیه، آسیبپذیری بیشتری دارند.
کارت گرافیک حرفهای AMD Radeon AI Pro R9700، که در کامپیوتکس معرفی شد و بر پایه معماری RDNA 4 بنا شده، اکنون برای اولین بار در بازار DIY (خودت بساز) ظاهر شده است. این GPU با 32 گیگابایت VRAM (دو برابر RX 9070 XT)، به طور خاص برای بارهای کاری هوش مصنوعی و یادگیری ماشین طراحی شده و پیش از این تنها برای OEMها در دسترس بود. یک کاربر ردیت اخیراً مدل “AI Top” گیگابایت با خنککننده دمنده را خریداری کرده است. این کارت از پردازنده گرافیکی Navi 48 با 4096 هسته بهره میبرد که با فرآیند N4P شرکت TSMC تولید شده است.
مهمترین جنبه این عرضه، قیمت آن است. با قیمت لیست حدود 1200 دلار (و قیمت پرداختی 1324 دلار)، AMD یک پیشنهاد جذاب برای بارهای کاری هوش مصنوعی/یادگیری ماشین، به ویژه اجرای مدلهای زبان بزرگ (LLM) به صورت محلی، ارائه میدهد. این کارت در مقایسه با RTX 5090 انویدیا (با همان حافظه و دو برابر قیمت) و RTX Pro 4500 (مشخصات مشابه و بیش از دو برابر قیمت) ارزش قابل توجهی دارد. ارزش پیشنهادی AMD، حتی با وجود احتمال قدرتمندتر بودن محصولات انویدیا، غیرقابل انکار است.
علاوه بر این، اینتل نیز با Arc Pro B60 Dual (48 گیگابایت VRAM با قیمت 1200 دلار) وارد این رقابت خواهد شد. در دسترس بودن R9700 در بازار DIY یک خبر عالی است، زیرا این گامی مهم برای دسترسی بیشتر به سختافزار تخصصی هوش مصنوعی و افزایش رقابت در این بازار است.
ایسوس اعلام کرده که بیش از ۹۰ درصد تولید مادربرد و کامپیوترهای شخصی خود را از چین به کشورهای جنوب شرقی آسیا منتقل کرده است. این اقدام در پاسخ به تعرفههای تجاری اعمال شده توسط ایالات متحده صورت گرفته و شامل انتقال تولید به تایلند، ویتنام و اندونزی میشود. این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که دولت دونالد ترامپ تعرفههای سنگینی را بر کالاهای چینی وضع کرد، که منجر به تشدید جنگ تجاری بین دو کشور شد.
اگرچه تعرفهها در حال حاضر تعدیل شدهاند (۱۰ و ۳۰ درصد موقت)، اما ایسوس برای کاهش ریسک و بهرهمندی از نرخهای تعرفه پایینتر (۱۹ تا ۲۰ درصد در مقایسه با ۳۰ درصد چین) اقدام به این جابجایی کرده است. این جابجایی گسترده تولید، با هدف افزایش پایداری زنجیره تامین و کاهش وابستگی به یک کشور واحد انجام شده است.
با این حال، ایسوس هشدار داده که ممکن است بخشی از هزینههای اضافی ناشی از این تغییرات را به مصرفکنندگان یا شبکه توزیع خود منتقل کند. آینده معافیتهای تعرفهای برای قطعات الکترونیکی و همچنین تعرفههای احتمالی بر تراشهها (که ترامپ وعده داده) همچنان نامشخص است و میتواند بر برنامههای ایسوس تأثیر بگذارد. این استراتژی جدید، با وجود افزایش پیچیدگیهای لجستیکی، به ایسوس کمک میکند تا در برابر نوسانات ژئوپلیتیکی مقاومتر باشد و امیدوار است که بتواند هزینهها را کنترل کند تا مصرفکنندگان متحمل افزایش قیمت نشوند.
اینتل با انتشار درایور گرافیک Arc نسخه 32.0.101.6987، قابلیت جدید و مهمی به نام “Shared GPU Memory Override” را برای پردازندههای گرافیکی یکپارچه (iGPU) در پردازندههای Core Ultra (سری 1 و 2) معرفی کرده است. این ویژگی به کاربران اجازه میدهد تا به صورت دستی میزان حافظه سیستم (RAM) را که به عنوان VRAM برای iGPU اختصاص داده میشود، کنترل کنند. پیش از این، حداکثر میزان حافظه قابل تخصیص به iGPU معمولاً به نصف کل RAM سیستم محدود بود، اما اکنون کاربران میتوانند این مقدار را تا 87 درصد افزایش دهند، که این امر به ویژه برای لپتاپهایی با RAM بالا مفید است.
این قابلیت که پیشتر در پلتفرمهای AMD رایجتر بود، به کاربران امکان میدهد تا عملکرد گرافیکی خود را برای بارهای کاری خاص بهینه کنند. برای بهرهبرداری از آن، تنها کافی است اسلایدر مربوطه در نرمافزار گرافیک اینتل را تنظیم کرده و سیستم را راهاندازی مجدد کرد. اینتل همچنین بهبودهای عملکردی قابل توجهی را در بازیهایی مانند Battlefield 6 Open Beta، Mafia: The Old Country و Doom: The Dark Ages (با فعالسازی Ray Tracing) و همچنین بهبود پایداری در Naraka Bladepoint و تنظیمات مدیریت توان برای لپتاپهای Arrow Lake-H گزارش کرده است.
با این حال، تخصیص بیش از حد حافظه به iGPU میتواند معایبی نیز داشته باشد. از آنجایی که iGPU از RAM سیستم به عنوان حافظه یکپارچه استفاده میکند، تخصیص بیش از حد VRAM میتواند CPU را از حافظه کاری محروم کرده و منجر به افزایش فعالیت صفحهبندی، تأخیر بیشتر در وظایف وابسته به CPU و افزایش مصرف انرژی شود. بنابراین، توصیه میشود این تنظیمات برای بارهای کاری خاص و قابل پیشبینی مانند اجرای بازیهای پرتقاضا یا برنامههای شتابیافته با GPU که نیاز به VRAM بالا دارند، بهینه شود.
این ویژگی به خصوص برای کاربرانی که با مدلهای هوش مصنوعی محلی کار میکنند و نیاز به حافظه زیادی دارند، بسیار مفید خواهد بود. اینتل با این بهروزرسانی، محصولات خود را در رقابت با راهحلهایی مانند AMD Ryzen AI Max+ 395 SoC که قابلیت تخصیص حافظه یکپارچه بالایی دارند، جذابتر میکند. این قابلیت جدید، انعطافپذیری بیشتری را برای کاربران لپتاپهای Core Ultra فراهم میآورد تا از حداکثر پتانسیل گرافیک یکپارچه خود بهرهمند شوند.
این مقاله به تفاوت چشمگیر در زیرساختهای انرژی بین چین و ایالات متحده میپردازد که میتواند سرنوشت رقابت جهانی هوش مصنوعی را رقم بزند. یک تحلیلگر آمریکایی بیان میکند که چین با سرمایهگذاریهای گسترده در فناوریهای برقآبی و هستهای، مشکل تامین برق برای زیرساختهای هوش مصنوعی خود را حل کرده و از عرضه امن و ارزان برخوردار است. در مقابل، مراکز داده هوش مصنوعی در آمریکا شبکه برق را تحت فشار قرار داده و منجر به کمبود و افزایش قیمت شدهاند.
هر دو کشور در رقابتی شدید برای پیشتازی در هوش مصنوعی هستند که نیازمند ساخت مراکز داده پرمصرف است. در حالی که غولهای فناوری آمریکایی به دنبال راهحلهای انرژی خود، از جمله راکتورهای هستهای هستند، چین با ذخیره برق ۸۰ تا ۱۰۰ درصدی، توانایی جذب تقاضای عظیم صدها مرکز داده جدید خود را دارد و تولید خود را به طور مداوم افزایش میدهد. چین، با وجود استفاده از نیروگاههای زغالسنگ، به شدت در انرژیهای تجدیدپذیر نیز سرمایهگذاری میکند و میتواند در صورت نیاز، نیروگاههای زغالسنگ را فعال کند. بخش برق دولتی و برنامهریزی پیشرفته انرژی به این کشور کمک میکند تا رونق مراکز داده هوش مصنوعی را به خوبی مدیریت کند. با این حال، چین با چالش بیکاری برخی از مراکز داده خود روبروست و در حال توسعه بازاری برای فروش ظرفیت مازاد است.
مارک زاکربرگ هشدار داده که محدودیتهای برق، رشد هوش مصنوعی در آمریکا را محدود خواهد کرد، زیرا نیروگاههای جدید به سرعت کافی ساخته نمیشوند. مقاله نتیجه میگیرد که اگر آمریکا به سرعت به مسائل تامین انرژی خود رسیدگی نکند، حتی با سختافزار پیشرفتهتر، خطر عقب ماندن از چین در رقابت هوش مصنوعی را به جان میخرد. توانایی چین در بهکارگیری مقادیر عظیم انرژی میتواند به آن برتری قاطعی بدهد، همانطور که کلاستر CloudMatrix هواوی عملکرد Nvidia GB200 را شکست داده است.
سازندگان کنسولهای بازی چینی از یک راهکار ذخیرهسازی جدید به نام “مینی اساسدی” (Mini SSD) رونمایی کردهاند که با ابعاد بسیار کوچک ۱۵x۱۷ میلیمتر، عملکرد چشمگیری را ارائه میدهد. این حافظه که با نام “۱۵۱۷” نیز شناخته میشود، از طریق رابط PCIe 4.0 x2 متصل شده و سرعت خواندن ترتیبی نظری ۳.۷ گیگابایت بر ثانیه و سرعت نوشتن ۳.۴ گیگابایت بر ثانیه را ارائه میدهد. این سرعتها بیش از سه برابر سریعتر از استاندارد microSD Express هستند که در نینتندو سوییچ ۲ استفاده میشود، هرچند کارتهای SD Express کامل کمی سریعترند اما ابعاد بسیار بزرگتری دارند.
مینی اساسدی در ظرفیتهای ۵۱۲ گیگابایت، ۱ ترابایت و ۲ ترابایت عرضه خواهد شد. با توجه به اینکه نینتندو سوییچ ۲ اولین دستگاهی است که از microSD Express استفاده میکند، منطقی است که کنسولهای بازی دستی نیز جزو اولین پذیرندگان مینی اساسدی باشند. شرکتهایی مانند GPD در کنسول Win 5 و OneXPlayer در Super X آینده، اسلاتهای سازگار با این حافظه را به نمایش گذاشتهاند که امکان گسترش حافظه پرسرعت را در دستگاههای کوچک و قابل حمل فراهم میکند.
این راهکار ذخیرهسازی توسط Biwin تولید شده و علاوه بر کنسولهای بازی، برای لپتاپها، گوشیها، تبلتها و دوربینها نیز مناسب است. همچنین، دارای رتبه حفاظتی IP68 است که آن را برای دستگاههای پرچمدار و دوربینهای اکشن ایدهآل میسازد. با این حال، باید توجه داشت که ۱۵۱۷ هنوز یک استاندارد رسمی JEDEC نیست و قیمتگذاری آن نیز هنوز مشخص نشده است. امید میرود که این فناوری به دلیل ابعاد کوچک و سرعتهای بالا، به زودی در دستگاههای بیشتری مورد استفاده قرار گیرد.
محققان دانشگاه کرنل موفق به توسعه اولین «تراشه مغز مایکروویو» جهان شدهاند که رویکرد سنتی مدارهای دیجیتال را به چالش میکشد. این تراشه سیلیکونی به جای پردازش مبتنی بر ساعت، از پالسهای کنترلشده انرژی مایکروویو استفاده میکند و عملکردی شبیه به مغز زنده دارد. این نوآوری امکان پردازش همزمان جریانهای داده فوقسریع و برقراری ارتباط بیسیم را در ابعادی بسیار کوچک، حتی برای ساعتهای هوشمند، فراهم میآورد و تنها ۲۰۰ میلیوات انرژی مصرف میکند که بسیار کمتر از شبکههای عصبی دیجیتال مشابه است.
راز کارکرد این تراشه در کنار گذاشتن رویکرد گام به گام دیجیتال است. به جای استفاده از گیتهای منطقی باینری، اطلاعات از طریق موجبرهای مایکروویو قابل تنظیم هدایت میشوند. این موجبرها مانند «نورونهای فیزیکی» عمل میکنند که در آنها دامنه، فاز و فرکانس سیگنال مایکروویو برای نمایش ویژگیهای داده شکل میگیرد. این ویژگیها در حوزه آنالوگ با یکدیگر تعامل کرده و الگوهای غنی را قبل از دیجیتالی شدن سیگنال تولید میکنند. این فرآیند فیزیکی، استخراج و تبدیل ویژگیها را که معمولاً توسط لایههای نرمافزاری در شبکههای دیجیتال انجام میشود، مستقیماً در سختافزار پیادهسازی میکند.
طراحی این تراشه، چارچوب هوش مصنوعی را مستقیماً در سختافزار ادغام کرده و از رفتار طبیعی مایکروویوها برای پردازش دادهها بهره میبرد. این رویکرد نیاز به ذخیرهسازی مقادیر در حافظه و انجام محاسبات مکرر را کاهش میدهد. اجزای قابل تنظیم کوچک در تراشه، امکان تغییر مسیرهای داخلی را در لحظه فراهم میکنند و به آن اجازه میدهند بین وظایف مختلف هوش مصنوعی بدون نیاز به آموزش مجدد جابجا شود. در آزمایشها، این تراشه سیگنالهای بیسیم را با دقت ۸۸ درصد یا بهتر طبقهبندی کرد که با مدلهای دیجیتال بزرگتر برابری میکند و این دقت در کارهای ساده و پیچیده ثابت ماند.
کاربردهای این فناوری فراتر از محاسبات هوش مصنوعی است. حساسیت طبیعی سختافزار به تغییرات رفتار سیگنال، آن را برای رصد ناهنجاریها در ترافیک بیسیم، ردیابی اهداف راداری و رمزگشایی کانالهای رادیویی شلوغ مناسب میسازد. تیم کرنل، با حمایت دارپا و بنیاد ملی علوم، در حال کار بر روی مقیاسبندی و ادغام این «مغز مایکروویو» در سیستمهای موجود است. موفقیت این پروژه میتواند مرز بین سختافزار محاسباتی و ارتباطی را محو کند و به عصری منجر شود که پردازنده تلفن همراه شما همان آنتن آن باشد و ساعت هوشمندتان بدون نیاز به اتصال به سرورهای ابری، هوشمندانه عمل کند.
رونق هوش مصنوعی در ایالات متحده، بازار برق را به شدت دگرگون کرده و منجر به افزایش قابل توجه هزینههای برق برای کسبوکارهای کوچک و خانوارها خواهد شد. پیشبینی میشود تقاضای مراکز داده هوش مصنوعی برای برق، از 4 درصد مصرف ملی در سال 2023 به 12 درصد تا سال 2028 برسد. این افزایش به دلیل ماهیت پرمصرف پردازشهای هوش مصنوعی است، که غولهای فناوری مانند آمازون، گوگل و مایکروسافت را وادار به ساخت نیروگاههای اختصاصی خود کرده است.
این تقاضای عظیم و نوسانات شدید در مصرف برق مراکز داده، فشار بیسابقهای بر شبکه برق وارد کرده و پایداری آن را به خطر میاندازد. سوال اصلی این است که چه کسی هزینه توسعه و ارتقاء زیرساختهای برق را پرداخت خواهد کرد. صنعت برق هشدار میدهد که شرکتهای فناوری ممکن است ظرفیت بیش از حد نیاز خود را رزرو کنند و هزینههای زیرساختهای استفاده نشده را به دوش مشترکین عادی بیندازند، که نمونههایی از ویرجینیا و اوهایو این نگرانی را تقویت میکند.
در نتیجه، صورتحسابهای برق برای خانوارها و کسبوکارهای کوچک به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت. از سال 2020، میانگین قیمت برق مسکونی در آمریکا بیش از 30 درصد افزایش یافته و تخمین زده میشود که تا سال 2030، 8 درصد دیگر در سطح ملی و تا 25 درصد در برخی ایالتها افزایش یابد. این وضعیت باعث شده است که مدافعان حقوق مصرفکننده و قانونگذاران این سوال را مطرح کنند که آیا بار مالی رشد بخش هوش مصنوعی باید بر دوش شهروندان عادی باشد. در نهایت، مصرفکنندگان آمریکایی ممکن است برای خدماتی مانند ChatGPT دو بار هزینه پرداخت کنند: یک بار برای اشتراک و بار دیگر برای زیرساخت برقی که این خدمات را پشتیبانی میکند.